فکر می کردم در مورد چی مطلب بنویسم که مامانم گفت:بنویس دیدن چه چیز هایی خوش حالت میکنه و یا دیدن چه چیز هایی ناراحتت میکنه!
دیدن برنامه کودک به خصوص لاکپشت های نینجا و ململ وبرنامه های مستند حیوانات و هینطور تماشای تسی و جسی که همستر های من هستند مخصوصا وقتی برای خوردن غذا همدیگه رو دنبال می کنندودیدن نقاشی هایی که خودم می کشم و بقیه ازش تعریف می کنند و من هم برایشان داستان می سازم مرا خوش حال می کنه.از همه مهمتر دیدن محمد صدرا و محمد پارسا که پسر دایی های من هستن و بازی با آن ها من را خیلی خوش حال می کند.
.jpg)
شکار زرافه توسط شیر ها

تسی و جسی در حال خوردن قارچ
اما از دیدن ماهی هایی که در اکواریوم در حال مردن هستند و بقیه ماهی ها به آن ها نوک می زنند خیلی ناراحت می شم . از همه بدتر دیدن زباله هایی است که مردم در کوچه و خیابان و جنگل ناهار خوران می ریزند. من نمی دانم چرا همسایه ما با اینکه می داند شب های جمعه زباله ها را نمی برند باز هم آن ها را در کوچه می گذارد تا گربه ها پلاستیک آن ها را پاره کنند و بعد رفتگر های زحمت کش مجبورند همه جا را تمیز کنند.من از دیدن موش هایی که کنار ظرف های زباله و جوی آب دیده می شوند متنفرم زیرا باعث می شوند گاهی من و خواهرم از ترس موش ها در کوچه بدویم . فعلا همین ها را نوشتم شاید بعدا بیشتر بنویسم.